تبليغاتX
رویاهای من

رویاهای من

 

دلم آغوش گرمت رو می خواد ...

دلم بوسه هات رو می خواد ...

دلم لبای داغت رو می خواد .

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 18:57  توسط  

 

بازم دل من رو داری می شکنی و به روی خودت نمیاری ...

دیگه خسته شدم ... خسته

سر دوراهی گیر کردم .

از طرفی یاد اون روزای خوب گذشته می افتم و دلم می خواد تکرار بشن ...

از طرف دیگه احساس میکنم دیگه دوست ندارم ٬ دیگه نمی خوامت ...

اگه ازت متنفر نباشم ٬ ازت خوشمم نمیاد .

دلم یه آدم جدید می خواد ... یه مرد مهربون که عاشق بشه .

امروز که اون پسره سر کلاس حرف می زد یه لحظه دلم خواست ...

راستی حواست هست ؟ داره ۳ سال می شه .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 16:51  توسط  

 

این روزا همش به یادتم ٬ وقتی نیستی انگار برام عزیزتر می شی !

همه ی اون لحظه ها تو ذهنم نقش می بنده...

امروز زنگ زدم هماهنگ کنم برای یه روزی که دوباره با هم باشیم .

گوشیت خاموش بود ٬ هنوز نیومدی ٬ نگرانم ٬ خدا کنه سر حرفت باشی .

کاش بتونی درکم کنی ...

خسته ام ٬ خیلی خسته ٬ تحمل این شرایط خیلی برام سخت شده ...

بیشتر از هر زمانی به آغوش گرمت نیاز دارم ...

کاشکی می شد ذهنت رو بخونم ٬ کاشکی می دونستی چقدر دلتنگتم ...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 13:15  توسط